
بالاخره بعد از کش و قوس های فراوان آقای میرحسین موسوی ساعت ۲۲:۱۵ دقیقه با هزار مدل کلک نیرنگ به منزل اقای منتظری وارد شد .
در حالی که همه درمقابل درب اصلی دفتر منتظر وی بودند ایشان از درب پشتی وارد شد ولی خب از گیر دوربین ما نتوانست فرار کند در هنگام خروج هم ۱۰ نفری که غالبا عکاس بودند ایشان را احاطه کردند .
بعد از خروج از منزل آقای موسوی به منزل سابق آقای آذری قمی رفتند این منزل دوسال قبل توسط دفتر خریداری و تعمیر و بازسازی شد منزل نسبتا وسیعی است و دراختیار سعید منتظری می باشد و از طریق درب خاص به ساختمانهای متعدد دفتر مرتبط است و تا ساعت ۲۴ هم در آن منزل بودند که وقت خواب ما فرا رسید .البته در تماس با یکی از دوستان ظاهرا آقای موسوی بعد از قرائت فاتحه به منزل آقای صانعی رفته و شب را با آقای صانعی گذرانده است
نکته جالب اینکه آقای کروبی گفته برای اینکه سیل استقبال کنندگان باعث آزار مردم در قم نشود نیمه های شب برای فاتحه خوانی می آیم - آقای کروبی دیگه شما جدی نگیرید .![]()
آقای خاتمی دلیل عدم حضور خود را سرماخوردی اظهار و عذر خواهی کرده است و در اسرع وقت برای عرض تسلیت به قم می آید .
اواخر شب هم جمعی از عناصر گروهک نهضت آزادی وارد دفتر شدند .
جالبتر از همه بعد از حضور موسوی در منزل مرحوم آقای منتظری اقای محمد رضا خاتمی نیز در منزل حاضر می شوند اما احوال پرسی گرمی بین آقای موسوی و خاتمی صورت نمی گیرد و خیلی سرد از هم جدا می شوند فیلم را ببینید:با حجم کم
مرجع تقلید انقلابی حضرت آیت الله نوری همدانی

امروز صبح هم مردم انقلابی قم نیز در اعتراض به فحاشی و حرمت شکنی طرفداران موسوی از میدان روح الله بسمت بیت شریف آیت الله نوری همدانی راهیمایی کردند جمعیت عظیمی بالغ بر ۵ هزار نفر آمده بودند .


سیل خروشان مردم اندوهناک قم با شعارهای انقلابی چون مرگ بر ضد ولایت فقیه مرگ بر آمریکا برای تسلیت بخاطر هتاکی به حریم ولایت و تشکر بخاطر مواضع انقلابی این فقیه عالیقدر به سمت بیت این مرجع شریف حرکت کرد و سپس آن مرجع انقلابی با حضور در بالکن دفتر به تبین نظریه ولایت فقیه و حکومت اسلامی پرداختند و سخنان خود را با این شعار بپایان رساندند .
خامنه ای کوثر است دشمن او ابتر است



بعد از هتاکی و فحاشی طرفداران نامزد شکست خورده که حتی از اموات هم سو استفاده می کنند آنهم کسی که دین ودنیای خود را به پای آنها فروخت رحم نکردند و بجای اینکه برای مغفرت و طلب آمرزش ان مرحوم دعا کنند توهین به مقدسات را در شعارهای خود بکار بردند و بعد از حضور مردم همیشه در صحنه فرار را بر قرا ترجیح دادند .

در اولین روز از فصل زمستان شهر فم حال هوای دیگری داشت هوا هم خوب بود جمعیتی بالغ بر ۷هزار نفر در میدان روح الله قم یعنی مقابل بیت بزرگ مرد ایران خمینی ( ره ) کبیر تجمع کردند وعده همه بنا بر پیامکی که ظهر به دستمان رسید ساعت ۱۵:۳۰ دقیقه بود همه قبل از این ساعت در میدان حاضر شده بودند پیر و جوان همه یکدل و یکصدا شعار این همه لشگر آمده به عشق رهبر آمده - ای رهبر آزاده آماده ایم آماده سر می دادند سیل جمعیت به سمت میدان شهدا سرازیر شد هر لحظه به تعداد جمعیت د مسیر اضافه می شد .

خیابان های قدیمی قم مملو از جمعیتی بود که به خاطر هتاکی جماعتی وطن فروش با هر سلیقه و تفکری دور هم جمع شده بود .

سیل جمعیت از مقابل حرم مطهر به بلوار بهار وارد شد سپس به سمت بلوار شهید محمد منتظری تا رسیدیم به دفتر صانعی شب قبل اخطارهای به وی داده شده بود کوچه دفتر صانعی و بلوار شهید محمد منتظری از تقاطع پل نیروگاه تا تقاطع پل آهنچی مملو جمعیت بود اما کوچه منتظری توسط نیروهای انتظامی از دو طرف مسدود بود مردم شعار می دادند :
مرجع آمریکایی نمی خواهیم نمی خواهیم سبز فقط سبز علی رهبر فقط سید علی - موسوی اسرائیل پیوندتان مبارک کروبی اسرائیل پیوندتان مبارک منافق حیا کن شهر قم رها کن سبز فقط سبز علی لعنت به سبز اموی مرگ بر آمریکا مرگ بر منافق

راهپیمایی با ارامش کامل برگزار و بیانیه ای قرائت شد .و کم کم جمعیت متفرق شدند

قرار شد فردا دوم دی ماه ساعت ۱۰ صبح مردم قم در بیت آیت الله نوری همدانی گرد هم آیند

امروز صبح مراسم تشیع جنازه شیخ حسینعلی منتظری از منزل به سمت حرم مطهر حضرت معصومه ( س ) برگزار شد . این تشیع جنازه بیشتر به یک راهپیمایی و تظاهرات شبیه بود اصلا دعاهای مرسوم در تشیع سر داده نشد .بعد از قرائت نماز توسط آیت الله شبیری زنجانی مرحوم منتظری در حرم مطهر بر روی قبر شهید محمد منتظری دفن شد .
تشیع جنازه ای سیاسی برای مرجع تقلیدی سیاسی که بنا به شرایط و مقتضیات سیاسی نظرات فقهی سابقش را رد می کرد.![]()
جمعیتی حاضر غالبا از شهرهای تهران اصفهان و نجف آباد بودند که جمعیت اطراف تابوت مقلدین و بیشتر از شهر نجف آباد احاطه کرده بودند.![]()
مردم قم بخصوص پیرمردها از حضور خانمهایی با تیپ و شمایلی خاص متعجب و معترض بودند پیرمردی در مقابل شبستان امام خمینی ( ره ) با ناراحتی یک دختر و پسر را از هم دور می کرد که مردم دورش جمع شدند .![]()
آقای صانعی هم حسابی مورد استقبال اغتشاش گران قرار گرفت طوری که شعار دهندگان تقاضای صدور حکم جهاد را داشتند ![]()
خلاصه جماعت حاضر هرچه خواستند گفتند و مردم قم به حرمت میهمان نوازی تحمل و خون دل خوردند اما با توهین به مقدسات صبر امت حزب الله قم هم لبریز شد و نهایتا با درگیری این جماعت را از قم بیرون کردند البته بهتر است بگویم فرار کردند .![]()
بتلافی توهین جماعت طرفدار اغتشاش و سکوت و حمایت جریان منتظری مراسم ختم منتظری که بنا بود در مسجد اعظم حرم در روز جاری بعد از نماز مغرب و عشا برگزار شود تبدیل شد به همایشی برای اتمام حجت با موسوی و کروبی و با شعار این همه لشگر آماده به عشق رهبر آمده و شهر مقدس قم جای منافقین نیست مراسم را بپایان رساندند و بعد از آن در مقابل دفتر منتظری جمعیت کثیری حاضر و تا ساعت ۲۰ اغتشاش گران را که در دفتر منتظری مخفی شده بودند را محبوس کردند و برایشان قطنامه ای را قرائت کردند تا دست خالی از قم به شهرهایشان باز نگردند ![]()
در ضمن نمی دانم چه سعادتی نصیب آقای منتظری شده که شب اول قبرش شده طولانی ترین شب سال انشاءالله خداوند متعال بخاطر خون فرزند شهیدش امشب را بر وی راحت بگیرد![]()
بخشی از پیام تسلیت مقام معظم رهبری بمناسبت فوت آقای منتظری :
در اواخر دوران حيات مبارك امام راحل امتحاني دشوار و خطير، پيش آمد كه از خداوند متعال ميخواهم آن را با پوشش مغفرت و رحمت خويش بپوشاند و ابتلائات دنيوي را كفاره آن قرار دهد.
.jpg)
صبح بعد از نوشتن مطلب "منتظری مرد" رفتم دفتر ایشان نسبتا شلوغ بود وقتی رسیدم آیت الله موسوی اردبیلی در حال ترک دفتر بودند .
رفتم داخل دفتر و به احمد اقا تسلیت گفتم آیت الله صافی تشریف آوردند و چند دقیقه ای را نشستند آیت الله امینی که حامل پیام حضرت آقا بودند به اندرونی منزل مرحوم رفته بودند الظاهر حضرت آقا به آیت الله امینی تاکید کرده بودند بهتری شرایط و امکانات برای مراسمات در نظر گرفته شود که تصمیم بر این شد مرحوم آقای منتظری را در حرم مطهر حضرت معصومه ( س ) و بر روی قبر شهید والامقام محمد منتظری دفن کنند .
آقایان عبدالله نوری و عماد باقی که همراه با خانواده و برادرانش آمده بود در اندرونی بود .
آیت الله مسعودی خمینی هم قبل از نماز ظهر مکتوبه پیام حضرت آقا را آوردند .
پسر آقای لطفی در خصوص اینکه مگر پدرش نباید به زندان برمی گشت می گفت پدرش زنگ زده و درخواست مرخصی کرده و گفته چه مرخصی بدهید و چه مرخصی ندهید من تا مراسمات آقای منتظری تمام نشود به زندان باز نمی گردم الظاهر دادگاه هم موافقت کرده.
بعد از نماز ظهر بود که مسئولین ارشد استان قم آقایان گنجی دادستان قم . عبداللهی دادستان ویژه روحانیت - سلیمی مدیرکل اطلاعات استان قم - سردار توکلی فرماندهی انتظامی استان قم - حاجی زاده معاون سیاسی امنیتی استانداری - نیکان قمی فرماندار قم و تعدادی از مسئولین نظامی و دولتی برای عرض تسلیت به منزل مرحوم رفتند .
آقای هادی قابل هم سخنرانی تندی در دفتر کرد و غیر مستقیم هرچه خواست گفت .
تا بعد از ظهر نزدیک ساعت ۱۴هنوز مرحوم را غسل نداده بودند همان حدود یخچال شیشه ای را بچه های سپاه برای دیدن جنازه به حیاط منزل مرحوم آوردند ساعت حدود ۱۵:۳۰ جنازه غسل داده و درون یخچال شیشه ای قرار گرفت .
نکته جالب اینکه آقای هادی غفاری که چندی پیش به مقام معظم رهبری توهین کرده بود بعد از نماز وارد دفتر شد و در زمان صرف نهار تعدادی از جوانان دور برش جمع شده بودند که ایشان مجددا نسبت به رهبری اتهاماتی را زد که باعث خنده افرادشد ( اگر تکذیب شود صدایش را منتشر می کنم )
قبل از اینکه جنازه را داخل یخچال شیشه ای بگذارند یکبار جلوی یکی از درها شلوغ شد ظاهرا یکی از خبرنگاران قصد ورود داشته که وقتی مشخص می شود خبرنگار کیهان است با وی برخورد تندی می شود و تعدادی از طرفداران مرحوم شروع به اعتراض می کنند که چرا خبرنگار روزنامه کیهان باید وارد منزل شود بالاخره با وساطت آقای لطفی ایشان وارد منزل می شود بیشتر که دقت کردم متعجب شدم خبرنگار دوم خردادی خبرگزاری ایسنا که در یک مصاحبه در سال ۸۲ از آقای رحیمیان پرسیده بود که نظرتان درباره خبرگزاری ایسنا چیست آقای رحیمیان پاسخ دادند شده بوق تبلیغاتی دشمن حالا شده بود خبرنگار یکی از تندترین مطبوعات راست خیلی عجیب بود.
قرار بود اقای موسوی و کروبی و خاتمی برای عرض تسلیت بیایند ابتدا شایعه شد که موسوی دستگیر شده بعد شایع شد که موسوی گفته من را تهدید کرده اند به قم نمی روم آخر هم تا ساعت ۱۹ ایشان برای عرض تسلیت نیامدند .

مدتی بود که شایعه ای درباره فوت منتظری پخش نشده بود . امروز در حال خوردن صبحانه بودن یکی از دوستان با تلفن همراهم تماس گرفت خیلی دوست نداشتم موقع خوردن صبحانه جواب بدهم آنقدر سماجت کرد تا روی ما رو کم کرد جواب تلفن را دادم پرسید خبر دارم که منتظری فوت کرده گفتم نه پرسیدم کی گفته گفتش یکی از دوستان سریع ازش خداحافظی کردم تا صحت و سقم ماجرا را پیگیری کنم
به چند نفری زنگ زدم که اون موقع صبح جواب ندادند بالاخره یکی از مسئولین جواب داد تا اومدم بپرسم گفت : حاج علی آقا صحت داره گفتم خدایش رحمت کند بالاخره ایشان هم دستش از دنیا کوتاه شد .
ادامه دادم: انشاء الله که امام ( ره) از سر تقصیراتش بگذرد
دوستم پاسخ داد : از امشب حساب کتاب شروع می شود خدا به همه ما و ایشان رحم کند خداحافظی کردم
به سرعت چند موضوع از ذهنم رد شد .
زندان شاه - پیروزی انقلاب - قائم مقامی رهبری - شهادت محمد منتظری بدست سازمان منافقین - باند مهدی هاشمی معدوم - نام اندوهناک حضرت امام ( ره ) - ۱۳ رجب و سخنرانی علیه ولایت فقیه - مرجع تقلید سیاسی جریان دوم خرداد .ملی مذهبی ها - توهین و تهمت و انتشار بیانیه علیه مقام معظم رهبری و دولت و بسیج و در نهایت اینکه ایشان از طرف قاتلین فرزندش حمایت و برایش سوت کف زدند
پیش خودم گفتم حالا باید ناراحت باشم ؟
ناراحت که بالاخره انسانی فوت کرده ؟
ناراحت که چرا کسی که امام ( ره ) درباره اش گفته بود شما حاصل عمر من هستید حاصل عمر امام ( ره ) یعنی به بسیج و ولایت فقیه در نهایت بی شرمی توهین کرد.
ناراحت که چرا باید کسانی که ازقبل از انقلاب و بعد از آن خون به دل امام ( ره ) کرده بودند مرکز تجمع و توطئه آنها بشود دفتر شاگرد امام ( ره )
ناراحت که چرا پدری باید از طرف قاتلین فرزندش حمایت شود .
و هزار دلیل برای ناراحتی اما بیشتر به این دلیل ناراحتم که بالاخره فردی ملبس به لباس دین و مدعی اجتهاد دینی در آخرین لحظات زندگیش هم فرصت توبه را از دست داد .
ابتدا کلام بابت تاخیر در بروزرسانی مطالب عذرخواهی می کنم و اما :
مدتی پیش در جمعی در خصوص مسائل سیاسی روز صحبت می کردم اکثرا جون بودن و دانشجو بقول خودشون از بچه های ارزشی . خب تو این جمع افرادی هم بودن که خط و خطوط آنها -آنطوری که بعدا مشخص شد - خیلی متفاوت بود ، بعضی از این بچه های متفاوت ، تو بحث کردن شروع به شبه اندازی می کردن گاهی شدیدا رادیکال می شدن و می گفتن چرا ما باید از نوشابه های با مارک مثلا پپسی و میراندا استفاده کنیم اینها برای صهیونیستها و آمریکاییهاست از آنطرف بعضی وقتها هم شدیدا محافظه کار میگفتن چرا احمدی نژاد موضوع هولوکاست را مطرح می کند ؟!!!
خلاصه تو این فضای در هم برهم افکار این دوستان متفاوت که تعدادشون از بقیه کمتر بود ولی اجازه صحبت به بقیه نمی دادن از شعارهایی چون زنده باد ایران و نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران حمایت می کردن بنظرم این شعار ، روی موضوع مهمی دست میگذاشت از یکیشون پرسیدم : منظورتون از این شعار چیه ؟
گفت : ما ایرانی هستیم ؛ ایرادی دارد بگویم جانم فدای ایران ؟!
گفتم : نه ، اما مگه قبلا خلاف این بوده
گفتش : من ایرانی هستم ! .... از جواب دادن طفره رفت ! از من پرسید : شما اول مشخص کنید ایرانی هستی یا مسلمون ؟!!!
توقع همچین سوالی را نداشتم شبه قدیمی ایران منهای اسلام شعار سلطنت طلبها و جریان پان ایرانیسم .
ازش خواستم درباره سوالش بیشتر توضیح بده ؛ اما متاسفانه چیزی برای گفتن نداشت با کمی مکث گفت : ما قبل از ورود اعراب به ایران یکتا پرست بودیم و جزء کشورهای موحد دنیا ولی بعد از ورود اعراب ما مسلمان شدیم پس ما اول ایرانی هستیم بعد مسلمون .
هم تعجب کرده بودم هم خنده ام گرفته بود ! پیش خودم گفتم خب این بنده خدا که مقصر نیست علم به مسئله نداره دنبال جواب منطقی هم برای شبهه اش نرفته به جوابهای سطحی و واقعا غیر علمی و بظاهر منطقی چند جریان سیاسی بسنده کرده .
بعد از جواب دوست متفاوتمون از چند نفر دیگه همون سوال این عزیز رو پرسیدم که آیا شما اول ایرانی هستید یا مسلمون دلم می خواست از یکی جواب منطقی بشنوم اما متاسفانه همه دوستان درگیر این شبهه شده بودندکه آیا واقعا اول مسلمون هستند یا اول ایرانی ؟ یکسری اول مسلمون بودن یکسری اول ایرانی ؛
فضا را آروم کردم از آقای متفاوت پرسیدم : ایرانی بودن چیه ؟
جواب داد : ایران یک سرزمین که جز قدیمی ترین نژادها و ملتهای جهان است
دوباره پرسیدم اسلام چیه ؟ سریع گفت : جزء ادیان بزرگ الهی است
بعد ازش پرسیدم : مگه اسلام و ایران از نظر واژه ای و مفهومی جزء یک خانواده هستند که شما باید از بین آنها یکیش رو انتخاب کنی یا به اون اولویت ببخشی !؟
گوشهای همه تیز شده بود ؛ شروع کردم مسئله را تشریح کردن :
واژه ایرانی به یک نوع از ملیتها اشاره دارد که از نظر تاریخی پیشینه یکسان و در یک سرزمین و تحت یک حاکمیت زندگی میکرده اند . مِلَّت را میتوان یک واحد بزرگ انسانی تعریف کرد که طی تکامل تاریخی به وجود آمده و بر شالوده اشتراک سرزمین و اقتصاد و تاریخ و فرهنگ ملی استوار است .
ایرانی به معنی اقوام ایرانیتبار که به زبانهای ایرانی سخن میگویند. اقوام ایرانیتبار ؛ در سراسر فلات ایران از هندوکش تا آناتولی مرکزی و از آسیای میانه تا خلیج همیشه فارس منطقهای که گاهی ایرانزمین نامیده میشود پراکنده شدهاند .
اسلام یکی از ادیان ابراهیمی جهان است. کلمه اسلام که از مصدر «سلم» آمده است که دارای معانی متعددی نظیر «تسلیم شدن» دارد . اسلام پس از مسیحیت بیشترین پیروان را دارد .
پس با تفاسیر فوق اصلا طرح این سوال غلط است چراکه واژه ایرانی بودن از نظر مفهومی جزء خانواده ملیتها است چنانکه می گویند آقای فلان که ایرانی است و اسلامی بودن یک دین است یعنی به نوعی یک ایدئولوزی است یک پاردایم برای زندگی که بایدها و نبایدها اخلاق ، روش زندگی مطلوب و مهمترین آن هدف از آفرینش را میسر می کند ،
اینکه ما بخواهیم اولویت بخشی کنیم به یکی از این دو واژه اشتباه است بطور کلی ما از نظر ایدئولوژیک یک مسلمان و از نظر تاریخی ملیتی ایرانی داریم
پس فرقی بین ایرانی مسلمان و مسلمان ایرانی نمی کند .
اما در خصوص فدای جان برای ایرانی باید بگم : اسلام جهاد و دفاع مشروع را در دفاع از سرزمین جایز دانسته است و مبارزان دفاع از سرزمین را مجاهدین و کسانی که جانشان را فدا می کنند را شهید می داند یعنی کسی که در راهی مقدس جان خود را از دست داده و جایگاه والایی نزد خداوند دارد .
در خصوص دفاع از غزه و لبنان : شما که دم از حقوق بشر می زنید شاید مردم غزه و لبنان را جزء بشریت نمی دانید ؟ که حاضر به دفاع از نیستید
حالا بازهم شما دوستان : ایرانی مسلمونید یا مسلمون ایرانی ؟

ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات دوستان عزیز ، چند روز قبل شخص ناشناسی پیامی در پست مربوط به تمایزات موسوی و عبدالله نوشته بود مبنی بر اینکه : "وجه اشتراک این دو مبارزه با ظلم است" و همچنین توهینهای دیگر ...
این جمله را تا پایان این پست بیاد داشته باشید :
ادعای مبارزه با ظلم را هم یزید ملعون در برابر امام حسین ( علیه السلام ) داشت . حالا باید ببینیم میر حسین از سپاه یزیدیان تبعیت میکند یا از سیره حسینی؟
سوال این است: آیا اساسا به موسوی ظلم شده یا به ملت ایران و این ظلم را چه کسی روا کرده است ؟
1 - در جریان انتخابات طرفین رقابت و مبارزه بر اساس توان و امکاناتی که در اختیار دارند وارد این کارزار می شوند لاکن این ادعا از سوی آقای موسوی مبنی بر اینکه به دلیل در اختیار نداشتن تریبون و امکانات به وی ظلم شده جای بسی تعجب است چنانچه این مسئله که در رقابتهای انتخاباتی طرفین از توان تبلیغاتی یکسانی برخوردار نیستند امروزه در تمام کشورهای دنیا به امری بدیل تبدیل شده اما جناب آقای موسوی آن را نوعی تظلم به حساب می آورد از سویی چه کسی می پذیرد آقای موسوی توان تبلیغاتی کمتری از آقای دکتر محمود احمدی نژاد داشتند از نظر تبلیغات سایبری دیجیتالی هزینه ای که جریان حامی موسوی از وی انجام داد به اندازه تمام هزینه تبلیغات ستاد احمدی نژاد بود چراکه این جریان با سازماندهی که از اوایل اردیبهشت در سطح دانشگاه ها انجام داده بود سازمان گسترده ای را برای ایجاد وبلاگ سایت و گشت زدن در اینترنت و نوشتن پیامها شرکت در نظر سنجی ها انتشار اخبار هدفدار و شایعه پراکنی انتشار فبلم و عکس هایی علیه دکتر احمدی نژاد راه اندازی کرده بودند که الحق در این زمینه موفق شده و فضای مجازی به نفع آنها بود که الته خودشان هم فریب این فضای ساختگی را خورده و توهم غلبه را در ذهن خود داشتند . از طرفی در تبلیغات چاپی و تراکت و بنر و پوستر و ... هزینه ای که شد قابل قیاس با حجم تبلیغات دکتر احمدی نژاد نبود از طرفی آقای موسوی خاتمی و ... از اواسط فروردین شروع به سفرهای تبلیغاتی نمود ند که می توان آن را خلاف قانون انتخاب دانست در بحث رسانه روزنامه های جمهوری اسلامی خراسان اطلاعات اعتماد اعتماد ملی همشهری و ... از طرفی در تخریب عملکرد دولت نهم پیشتاز و در بزرگنمایی عملکرد بی ارزش موسوی از ستاد موسوی نیز پیشی گرفته بودند .
در رسانه ملی هم که بر کسی پوشیده نیست سه کاندیدا بدنبال تخریب دکتر احمدی نژاد بودند و در مناظره با یکدیگر قربان صدقه هم می رفتند و از آنجا که چیزی برای مناظره نداشتند در غیاب دکتر احمدی نژاد به وی حمله توهین و تهمت میزدند . بحث سوء استفاده از امام ( ره ) علائم و شعائر دینی نیز شده بود رکن اصلی تبلیغات موسوی که انشاء الله در پستی جدا مفصل به آن خواهم پرداخت .
آیا به موسوی ظلم شده یا موسوی به شعور ملت ایران ظلم کرده ؟
در زمان رای گیری هم که بیشترین نماینده را برای حضور در پای صندوق رای آقای موسوی داشت چانکه در بیش از 85 درصد صندوقها نماینده داشتند . و اگر تخلفی هم صورت می گرفت یقین داشته باشید چنان بزرگش می کردند که انگار تقلب شده است .
آیا به موسوی ظلم شده یا موسوی به شعور ملت ایران ظلم کرده ؟
اما در خصوص شمارش آرا ء ؛ یک مسئله خیلی آزارم داد بنده در ساعت 3:30 دقیقه بامداد روز 23 خرداد از طرف استانداری بصورت غیر رسمی از رای 24 میلیونی دکتر مطلع شدم لاکن بدلیل رفاقت و رقابتی که با یکی از اساتید سابقم داشتم و دارم با ایشان در ستاد تهران تماس گرفتم و موضوع را گفتم : وی دقیقا این جمله را گفتند : " بله متاسفانه خودم هم در جریان هستم برو خوشحال باش" و به خانه برگشتم و باخیال راحت خوابیدم اما ...
این برایم سوال است مگر می شود در یک اختلاف 11 میلیونی تقلب کرد اگر کمی اهل ریاضیات و حساب باشیم به این نتیجه میرسیم که برای تقلب و ایجاد چنین اختلافی باید در بیش از 35 هزار صندوق اخذ رای دستکار شود که با این حساب اگر حداقل در هر شعبه 4 منشی 3 ناظر و 3 نماینده و 3 مامور انتظامی حضور داشته باشند باید حداقل با 455 هزار نفر تبانی صورت بگیرد ! آیا این منطقا و وجدانا با عقل جور درمیاد ؟
آیا به موسوی ظلم شده یا موسوی به شعور ملت ایران ظلم کرده ؟
2 - اما در لشکر کشیهای خیابانی ایشان که باعث کشته شدن جوانان این مملکت شد .برای هیچ و فقط بدلیل خودخواهی و توهم شخصیت موسوی که فکر میکرد آدمی بعد از ۲۰ سال بی تحرکی سیاسی و خلوت گزینی میتونه با یک کارنامه نیمه تاریک خاک خورده جایی در عقل مردم که هیچ در قلب مردم داشته باشد . این ظلمی بود به شعور ملت ایران که آدمی با پیشینه ای نیمه تاریک و ۲۰ سال دوری از جنگهای سیاسی را انتخاب کنند ؛ این طلمی بود به خانواده های کشته شدگان ، پس از اینجا ظالم در لباس مظلوم قرار گرفته .
آیا به موسوی ظلم شده یا موسوی به شعور ملت ایران ظلم کرده ؟
3- ارائه اسناد متقن می تواند موسوی را از سیطره انگشت اتهام و تمسخر مردم ایران خارج کند ؛ اما تا زمانی که موسوی سندی برای اثبات تظلم به خودش را ارائه نکند ، از سیره حسینی پیروی نمی کند .
این ظلم موسوی است از سر ساده لوحی و بی معرفتی سیاسی به طرفدارانش ، چنانکه یزید نیز در تاریخ به طرفدارانش ظلم کرد ، است . چه کسی در تاریخ ظلم ستیزی یزید را قبول دارد پس منتظر باشید تا تاریخ بر دروغگویی و خیانت موسوی قضاوت کند.
ضمناْ جریان موسوی تا کنون یک برگ سند از تقلب در انتخابات ارائه نکرده - البته طرفداران موسوی در پاسخ به این سوال مهم می گوئید " ایشان اسناد را به مقامات داده است ؟!! " بیچاره ها خودتان بهتر می دانید اگر سندی از تقلب بود همین آقایان تو بوق می کردند بیا و ببین تو هوچیگری شک نکنید رودست ندارند.
آیا به موسوی ظلم شده یا موسوی به شعور ملت ایران ظلم کرده ؟
4 - ظلم از طرف موسوی به تو جوان شده است چراکه عروسکی مثل موسوی با تحریک احساسات جوانان قوه تعقل را از آنها گرفت تا بلکه داغ حقارت شکست در انتخابات را مخفی کند . خودتان قضاوت کنید چرا افرادی که ۲۰ سال قبل را بخاطر دارند برای موسوی هیچ ارزشی قائل نیستند چنانکه ۹۰ درصد حامیان موسوی افرادی بودند که در دوران موسوی کمتر از ۷ سال داشتند یعنی هیچ تعریف درستی از آن دوران ندارند ، در این ۲۰ سال هم موسوی بدلیل رفتارهای زشتی که در دوران نخست وزیری با رئیس جمهور داشت سرخورده شده و عدم تحرک سیاسی را انتخاب کرده بود . پس موسوی با استفاده ابزاری از طرفدارانش که قوه تعقلشان را گرفته بود ظلمی کرد به حامیانش .
آیا به موسوی ظلم شده یا موسوی به شعور ملت ایران ظلم کرده ؟
5 - آقایانی که 12سال دم از جامعه مدنی میزدند چرا فراموش کردند همان مدنیت که آنها را مجاز به نامزدی ریاست جمهوری کرده همان مدنیتی که دمکراسی را قائده محوری حکومت ایران قرار داده راهکارهای زیادی برای پیشگیری از تخلف و تقلب داشته است .
همین جارچی متمدن ملبس به لباس روحانیت چقدر دم از جند صدایی و پلورالیسم سیاسی و تحمل مخالف سر داد پس کجا رفت تحمل مخالف ؟! کجاست مدعی چند صدایی ؟! کاش می شد تاریخ را همین امروز مطالعه کنید تا همین امروز قضاوت کنید .
آیا به موسوی ظلم شده یا موسوی به شعور ملت ایران ظلم کرده ؟
ختم کلام :پس تا کنون موسوی که همچون عروسک در دست گروهی از سیاسیون سرخورده قرار دارد و برای عده قلیلی از جوانان ما شده سنبل آشوب طلبی و نرفتن به منزل ؛ این آدم ساده لوح حتی معرفت افرادی که شبانه و در خفا سپاه امام حسین ( علیه السلام ) را ترک کردند را هم ندارد و در روز روشن و علنی با نگاه در چشم مردم از جرگه ملت ایران با خیانت و فدای خون جوانان وطن خارج شد و رفت تا تاریخ خوانان در موردش قضاوت کنند
دو ماه قبل ، انتخابات ریاست جمهوری در کشوری برگزار شد که سالانه بطور میانگین یک انتخابات در آن برگزار می شود! کشوری که در آن بدون حضور حتی یک ناظر خارجی 30 انتخابات برگزار شده ، اعتدال عامل پیشرفتش بوده ، نظام سیاسی آن حقیقتا جزء دمکراتیک ترین نظامهای سیاسی است .

کشوری با 30 استان و بیش از 70 میلیون جمعیت و شاخص امنیتی بالا در کشورهای جهان و جزء با ثباترین حکومتهای دنیا است . کشوری که مردم آن مهمترین انقلاب قرن 20 را رغم زدند و برای حفظ آن با ابرقدرت جهانی به مقابله برخواستند.
با ملتی که حتی مردم کشور تجاوز کننده به خودش را بعنوان برادر دینی پذیرفت .
بالاخره در این کشور انتخاباتی با حضور محمود احمدی نژاد رئیس جمهور وقت ، میرحسین موسوی نخست وزیر سابق ، مهدی کروبی رئیس مجلس سابق و محسن رضائی فرمانده سابق سپاه پاسداران صورت پذیرفت که 84درصد مردم در آن شرکت داشتندچه شیرین بود این حضور اما این انتخابات شیرینیش به کام چند تن از نخبگان خوب نیافتاد ؟
یکی از کاندیداها که عنوان نخست وزیر امام (ره) را یدک می کشید و نماد سیادتشیعیان را کرده بود بیرق سیاسی قبل از شروع رای گیری با شیپورتقلب جارمی زد!!! کاندیدایی که خود را نماد اصلاح طلبی می دانست ومی خواست جامعه ای مدنی برای مردم به ارمغان بیاورد ؟ خلاصه چند ساعت قبل از پایان رای گیری آقای کاندیدا خود را برنده انتخابات معرفی کرد و مصاحبه و چنین و چنان ... روز بعد که کمی از نتایج قطعی شده بود تشت رسوائیش افتاد . جامعه مدنی و دمکراسی احترام به اکثریت و همه همه را بفراموشی سپرد شیپور تقلب را به صدا درآورد که تقلب شده مردم مانده بودند می گفتند مگر می شود در 11 میلیون اختلاف تقلب کرد ... خلاصه اقداماتی را انجام دادند تا این شیرینی را با سیاه نمایی به تلخی بکشانند .از به راه انداختن تجمعات غیر قانونی گرفته تا کشتن مردم و زدن انگ تجاوز و غیره افسوس و صد افسوس ... به هر صورت این نیز تجربه ای بود همچون حوادثی که طی این 30سال برای انقلاب رخ داده ...
بعد از 2 ماه از آن انتخابات ، انتخاباتی در همسایه گی آن کشور برگزار شد . در کشوری که بیش از سه دهه را به جنگ های قومیتی سرگرم بوده از نظر اقتصادی و تکنولوزیک جزء عقب مانده ترین کشورهاست و از نظر سیاسی جزء کشورهای بی ثبات منطقه .
کشوری که اساسا تفکر بنیاد گرائی افراطی در آن جزء علل اصلی عقب ماندگی است و شاید نظام سیاسی آن در الگوهای تعریف شده قابل قیاس نباشد .
کشوری که در آن نیروهای چند ملیتی هرکاری بخواهند انجام می دهند و 93 درصد مواد مخدر دنیا را تامین میکند .
کشوری که 11 شهرستان آن بطور کامل در اختیار طالبان می باشد و بیش از 120 شهر این کشور در بحران امنیتی به سر می برد کشوری که توانایی برگزاری انتخابات برای مهاجرینش در خارج از کشور ش را ندارد کشوری که در آن طالبان تهدید کرده انگشتان جوهری شرکت کنندگان در انتخابات را قطع می کند .
در این کشور حامد كرزي، رئيسجمهوري فعلي، عبدالله عبدالله، وزير امور خارجه پيشين، اشرف غني احمد زي، وزير دارايي سابق، ميرويس ياسيني، معاون اول مجلس نمايندگان، عبدالطيف پدرام، رئيس حزب كنگره ملي و رمضان بشردوست، نماينده مجلس افغانستان، از چهرههاي سرشناس انتخابات رياستجمهوري به شمار ميروند .
خلاصه در اینجا هم یکی از کاندیداها که خود را یار احمدشاه مسعود می داند و بیرقی به رنگ دریا علم کرده بود بر طبل اصلاحات می کوبد و نوای استقلال و اخراج نیروهای خارجی را سر می دهد این آقای دکتر مبارز هم قبل پایان رای گیری بر طبل تقلب می زند که آهای قدرتهای دنیا در انتخابات تقلب شده اما نه به بلندی تندی شیپورچی کشور همسایه نه به بهای کشتار و زیر سوال بردن حکومت افغانستان و زدن انگ تجاوز و ...
حالا شما خواننده این ماجرا بگو این شیپور چی و طبال ما چه فرقی باهم دارند ؟
سلام نماز روزه ها قبول آرزوی شاد کامی وسلامتی پیشاپیش میلاد کریم اهل بیت امام حسن مجتبی را تبریک میگوییم به بهانه نمایش فیلم پنج خورشیدکه بعد از افطار پخش میشود موضوعی به نظرم رسید که خیلی خلاصه شرح میدهم بازگشت به ۲۴ سال قبل اگر ممکن بود و با برسی وضع موجود و حضور رییس جمهور شجاع و پاک دست دکتر احمدی نژاد چه اتفاقاتی ممکن بود بیفتد؟ ابتدا بایدبه سال۱۳۶۴ برویم ومقایسه ای داشته باشیم در سال ۶۴که نیمی از جنگ تحمیلی گذشته بود اگر احمدی نژاد بود دیگر جنگ اینگونه اداره نمیشد دیگر فرصت به بنی صدر های ملعون نمی رسیددیگر کسی امام را خون دل نمیداد کسی به امام تعارف جام زهر نمیزد چه اتفاقات خوبی می افتاد حداقل در سال ۱۳۸۸بیست و چهار سال جلوتر از الان بودیم .اگر احمدی نژاد24 سال پیش بودذیگر رییس جمهور وقت از یک نخست وزیر لجوج رنج نمیبرد.اگر احمدی نژاد24 سال پیش بود امام درسال ۱۳۶۸ جام زهر را نمینوشید.اگر احمدی نژاد24 سال پیش بود بعد از فوت امام باند قدرت و ثروت شکل نمیگرفت.اگر احمدی نژاد24 سال پیش بود بعد از فوت امام رهبر عزیزم اینقدر تنها نمیشد.اگر احمدی نژاد24 سال پیش بود اینقدر خون به دل خانواده های شهدا نمیشد .اگر احمدی نژاد24 سال پیش بود پروژه های عمرانی معطل نمیماند اینقدر استقراض خارجی نمیکردیم و با پول آن آقازاده ها باند قدرت تشکیل دهند.اگر احمدی نژاد24 سال پیش بود فضای خفقان ریاست جمهوری دولت کار گزاران به فضای براندازی دولت اصلاحات مبدل نمیشد.اگر احمدی نژاد24 سال پیش بود قتل های زنجیره ای برای پاشیدن شیرازه وزارت اطلاعات شکل نمیگرفت.اگر احمدی نژاد24 سال پیش بود دیگر شبه کودتای ۱۸ تیر اتفاق نمی افتاد.اگر احمدی نژاد24 سال پیش بود روزنامه های زنجیره ای اصلاحات به سمت دین و خدا و پیامبر و اهل بیت و ارزشهای انقلابو امام و رهبری حمله نمیکردند.اگر احمدی نژاد24 سال پیش بود همسر شهید مجبور نبود برای امرار معاش کارگری کند .اگر احمدی نژاد24 سال پیش بود دیگر بعد از حضور شیرین مردم در انتخابات ریاست جمهوری سران آشوب عده ای خس و خاشاک را تحریک نمیکردند که به آشوب بپردازند و امنیت مردم را هدف بگیرند.اگر احمدی نژاد24 سال پیش بود الان کشوری به مراتب بهتر از ۱۳۸۸داشتیم و حد اقل ۲۴ سال جلوتر از حال بودیم.اگر احمدی نژاد24 سال پیش بود .....چه خوب میشد ولی .....
بازخواني نامه سال 64 محسن مخملباف كارگردان فرانسوي- ايراني كه پس از انتخابات 22 خرداد به گفته خودش
سخنگوي ميرحسين موسوي در خارج از كشور شده است، به معاونت سينمايي دولت ميرحسين موسوي خالي از لطف نيست.
مخملباف كه با ساختن فيلم "سكس و فلسفه" رويكرد هنرياش را به نمايش گذاشته بود، در انتخابات اخير هم در كنگره اروپا حاضر شد و در گزارشي درباره انتخابات ادعا كرد: کمیته انتخابات در پایان روز جمعه به میرحسین موسوی اعلام کرد که در انتخابات پیروز شده است و میتواند اطلاعیه این پیروزی را بنویسد. ولی دقابقی بعد چند تن از فرماندهان سپاه در دفتر میرحسین موسوی به وی خبر پیروزی محمود احمدی نژاد را می دهند و تجمعات بیش از 4 نفر را ممنوع اعلام می کنند.
اما مخملباف هم به مانند اكثر طرفداران ميرحسين موسوي از نوعي تناقض دروني رنج مي برد. بازخواني نامه محسن مخملباف در سا 64 به سيد محمد بهشتي معاون سينمايي دوران نخست وزيري ميرحسين موسوي مي تواند به شناخت اين تناقض ها كمك كند.
مخملباف در اين نامه به فيلم اجاره نشين هاي مهرجويي اعتراض مي كند و مي گويد كه مي خواسته خود و مهرجويي را منفجر كند. گفتني است مهرجويي هم در انتخابات رياست جمهوري از موسوي حمايت كرد و از وي خواست تا در صورت پيروزي، قاليباف را بهعنوان معاون اول رئيس جمهور منصوب كند.
در اين نامه آمده است:
«سلام خسته نباشید. انصاف حکم می کند که تلاش شما را در جهت رشد کمی سینما بستایم. اجر کم علی الله، اما وجود فیلم هایی چون اجاره نشین ها را به چه حسابی بگذارم، بی دقتی شما؟ بی اعتقادی شما؟ در صورت آخر اعتماد پاک مهندس موسوی را به شما نمی توانم ندیده بگیرم.
برادر عزیز از شما خیلی خوبی می گویند. خیلی ها می گویند دو سه سال پیش در محضر مهندس مرا امر به ثواب کردید، یادتان هست؟ پس من باب ثواب می گویم، حاجی واشنگتن را که گردن نگرفتید، اجاره نشین ها به گردن چه کسی است؟ اگر فیلم را ندیده اید، ببینید. شما را به همان حضرت ابوالفضل(ع) تکلیف کسی چون من با شما چیست؟ ارج گذاریاتان به جنگ را باور کنم یا اغماضاتان را در مورد امثال اجاره نشینها، امیدوارم همچنان ما را متحجر ندانید که مثلاً به هنر تبلیغاتی و سفارشی معتقدیم یا با انتقاد مخالفیم، اما انتقاد در چارچوب انقلاب و اسلام و یا هجو اسلام و انقلاب؟ توهین می شود که اگر بگویم فیلم دیدن بلد نیستید. می توانید بشینید با هم اجاره نشینها را ببینیم.
من باب ثواب گفتم، گناه که نکرده ام؟ واقع قضیه این است که دوساعت پیش که فیلم را دیدم حاضر بودم به خودم نارنجک ببندم و مهر جویی را بغل کنم و با هم به آن دنیا برویم. اما یک ربع پیش که با قرآن استخاره کردم خوب آمد که به شما بگویم نه یه کس دیگر. ادای وظیفه کردم، ثواب یا گناه، آخرت خودتان را به دنیای دیگران نفروشید.
محسن مخملباف»
در پی سخنرانی شیخ یوسف صانعی و نسبت دادن حرام زادگی به ریاست محترم جمهور چنانچه در پستهای قبلی درج شده و در اخبار بصورت مبسوط آمده برای اینکه برخی از گمراهان هدایت شده و به راه راست بیایند و از آقای صانعی تقلید نکنند به صورت مستدل و مستند به مطالب زیر اشاره می کنم :
اساساً شرایط اجتهاد چیست ؟
آیاتى منطبق است که در آن ها سخن از رجوع و اطاعت از رسولان وحى و شرایط آن است ; لذا برخى آیاتى را که در آن ها سخن از مراجعه کردن به رسولان الهى و نیز ویژگى این رسولان بیان شده ، است ، ذکر مى کنیم :
رجوع کنید به توضیح المسائل امام خمینى(رحمه الله) ، مسئله 2786 ـ 2825 .
1 . اهل ذکر خدایند : «فَسْـَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ;(انبیاء ،7) اگر نمى دانید از اهل اطلاع بپرسید .» بدون شک «اهل الذکر» از جهت لغوى تمام مطلعان و آگاهان را دربرمى گیرد و آیه فوق ، بیانگر یک اصل کلى و عقلانى رجوع «جاهل به عالم »
2 . خوف و خشیت الهى داشته باشند : «.. . الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَــلَـتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَ لاَ یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلاَّ اللَّه... ;(احزاب ،39)
3 . هیچ منفعت مادى در دعوتشان ندارند : «.. .یَـقَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِینَ * اتَّبِعُوا مَن لاَّ یَسْـَلُکُمْ أَجْرًا وَ هُم مُّهْتَدُونَ ;(یس ،20ـ21)
4 . صدق گفتار : «وَاذْکُرْ فِى الْکِتَـبِ إِبْرَ هِیمَ إِنَّهُ کَانَ صِدِّیقًا نَّبِیًّا ;(مریم ،41) در این کتاب از ابراهیم یاد کن که او بسیار راستگو و پیامبر خدا بود .»
5 . اخلاص : «وَ اذْکُرْ فِى الْکِتَـبِ مُوسَى إِنَّهُ کَانَ مُخْلَصًا وَکَانَ رَسُولاً نَّبِیًّا ;(مریم ،51) در این کتاب {آسمانى} از موسى یاد کن که او مخلص بود و رسول و پیامبر والامقامى .»
6 . عدل و تقوا و پرهیز از گناه : «وَ إِذِ ابْتَلَى إِبْرَ هِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَـت فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّى جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَ مِن ذُرِّیَّتِى قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِى الظَّــلِمِین ;(بقره ،124) {و به خاطر بیاورید }هنگامى که خداوند ابراهیم را با وسایل گوناگون آزمود و او به خوبى از عهده آزمایش برآمد .
پس از شرایط اجتهاد صداقت و راستگوی همچنین عادل بودن است . بر اساس اظهارات شیخ یوسف صانعی و نسبت دادن حرام زادگی به یک مرد مسلمان بر اساس فقه امامیه ایشان مرتکب عمل قذف شده اند یعنی متهم کردن شخص عفیف اعم از مرد یا زن به زنا یا لواط
بر همین اساس در قرآن کریم در خصوص قذف چنین آمده است (( و الذین یرمون المحصنات ثم لو باتوا به اربعه شهدا فاجلد و هم ثمانین جلده و لا تقبلو لهم شهاده ابداً و اولئک هم الفاسقون . سوره نور آیه 4 )) یعنی (( کسانی را که زنان عفیف را به زنا متهم می کنند و چهار شاهد نمی آورند ، 80 تازیانه بزنید و از آن پس هرگز شهادتشان را نپذیرید که مردمی فاسقند ))
همچنین شهید اول در لمعه می گوید قذف این است که مثلا فردی به فرد دیگر بگوید تو زنادادی یا لواط دادی .
بطور کلی در فقه شیعی قذف عبارت است از اینکه شخص دیگی نسبت به عمل منافی عفت بدهی و اور ابه زنا و لواط و مانند آن متهم نماید و نتواند ثابت کند .
دادن نسبت عمل منافی عفت به یک مسلمان در شریعت اسلام حرام و موجب مجازات و از معصیتهای بزرگ است .
از پیامبر در کتبا عقاب الاعمال روایت شده اتست که : هر کسی بمرد پاکدامن یا زن پاکدامن نسبت بدی بدهد اعمال او را خداوند عالم محو می کند .
در وسایل از جعفر بن محمد روایت نموده و آن بزرگوار از پدرش نقل کرده است : قذف یعنی اینکه کسی به کس دیگر تهمت می زند و می گفت این زناکننده و یا پسر زنا دهنده و یا اینکه تو از پدرت نیستی در این موارد حد جاری می شود .
در ماده 142 قانون مجازات اسلامی آماده است : .... اگر کسی به فرزند مشروع دیگری بگوید تو فرزند او نیستی محکوم به حد قذف می شود
پس به طور صریح اشاره شد بدلیل نسبت دادن حرام زادگی به یک شخص آقای صانعی از عدالت خارج و جز فاسقین است چنانچه بر اساس آیات قرآن مجتهد باید عادل و صادق و مومن باشد پس آقای صانعی از این سه شرط خارج و نمی توان ایشان را بعنوان محتهد جامع شرایط و یا حتی امام جماعت (( بدلیل خارج شدن از عدالت )) شناخت .
عملكرد هاشمي رفسنجاني در ايام انتخابات دهم رياست جمهوري و اتفاقات پس از آن در مجموع شرايطي
را پيش آورد كه تحليلها و قضاوتهاي مختلفي پيرامون رفتارهاي سياسي وي شكل گيرد و بالطبع حاشيههايي كه هاشمي با رويكردها و مواضعش برخود تنيد، بر مجمع تشخيص مصلحت كه تحت رياست اوست نيز سايه افكند، به گونهاي كه حضور يا عدم حضور رئيس جمهور در جلسات اين مجمع كه البته به دليل سنگيني مسئوليت مقام اول اجرايي كشور و تداخل برنامهها امري طبيعي است، ميتواند دستمايه حاشيهسازيهاي مختلف شود.
هاشمي در كارنامه خود پيرامون انتخابات دهم رياست جمهوري و مسائل اخير نقاط مبهم بسياري دارد كه هنوز جامعه در حال تحليل آن است. مجموعه اقداماتي از جمله جانبداري از جريان و كانديدايي خاص در انتخابات كه عليرغم تكذيبهاي مكرر غيرقابل انكار مينمايد و تا جايي پيش ميرود كه كروبي پيش از انتخابات در نامهاي گلايهآميز به هاشمي از او بخواهد كه به نزديكانش درباره حركات تخريب تذكر دهد.
همچنين نامه بدون «سلام و والسلام» هاشمي به رهبر معظم انقلاب در ......
آن روز که دفتر نهضت آزادی به خاطر مطرح کردن بحث "انتخابات آزاد" مورد
هجوم و یورش قرار می گرفت و اسناد و مدارک و جزوات نهضت از پنجره ها سرازیر خیابان میشد، شاید کمتر کسی تصور می کرد، روزی هم خواهد آمد که محکوم کنندگان نهضت آزادی، خود همان خط سیری را برگزینند که پیشتر نهضتیها آن را تجربه کرده بودند.
روزی که هاشم صباغیان در مجلس مشت و لگد را بر اعضای خویش احساس می کرد، تصور روزی دشوار می نمود که برخی از به اصطلاح ......
خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج
خیلی وقتتون را نگیرم موضوع داغ روز اوضاع اقتصادی کشوره که مدتی شده محور تحلیل عمومی . البته قصد دفاع از عملکرد شخص خاصی را ندارم یا نمی خوام شخص خاصی را زیر سوال ببرم...
حالا راجع به اقتصاد دولتی براتون بگم : عین قانونه ضمانت اجرا و راه فرار داره ، یعنی : اگر شما یک کالا تولید کردی ، هر قیمتی روش بزاری مصرف کننده باید بخره ( قانون ) اگر نخرید باید گرسنگی بکشه و با مشکلات دست و پنجه نرم کنه ( ضمانت اجرا) از طرفی نظارت هم امکانش نیست ( راه فرار از قانون ) مگر با قوه قهریه که اونهم ...
وسطای جنگ بعد انقلاب فرهنگی اون اقای مغز اقتصادیه بود گفتم از قدیما مغزی بوده ما خبر نداشتیم میره تو کلک که میخواهیم سطح سواد مردم را بالا ببریم می خواهیم دانشگاه درست کنیم آنهم از اون اسلامیهاش دانشگاه از پول بیت المال را افتاد ...
برای مطالعه متن کامل به ادامه مطالب بروید...
اوضاع به واقع دگرگون شده است دیگر برخی از افراد ملبس به لباس روحانیت حتی از حیطه حیا هم خارج شده و الفاظ و کلماتی بکار می برند که یک فرد معمولی از بکار بردن آن شرمش می شود البته از این افراد انتظاری جز این نمی رفت ولی نه به این بی شرمی ، علی ایحال قصد دارم سخنی کوتاه با آقای صانعی داشته باشم :
اول کلام : تشت بی شرمی به زمین افتاده ، خود شما مقصرید ، پس باید عواقبش را هم بپذیرید توهین و گستاخی شما به شخص محمود احمدی نژاد نیست بلکه به 40 میلیون نفری است که در انتخابات شرکت کرده اند پس انتظار همه نوع عکس العملی داشته باشید .
وقایعی را که هیچگاه دوست ندارید بشنوید برای تو و همه مردم می گویم :
آقای صانعی ماجرای ولخرجی های دفتر شما چیست ؟
آقای صانعی ماجرای موسسه امام رضا ( ع ) در دوران دوم خرداد چه بوده ؟
آقای صانعی بیاید و ماجراهای فرزندتان در دانشگاه قم برای همه مردم بازگو کنید ؟
آقای صانعی ماجرای سوار شدن شما بر خودروی پژو 404 و سوارشدن فرزندتان در خودروی زانتیا و پژو پارس چیست ؟
آقای صانعی نقش عروس و فرزند شما در اغتشاشات اخیر چه بوده است ؟
ختم کلام : توقع از جنابعالی می رود برای اینکه مردم نگویند علت اینها از همان نوع تهمت هایی است که به رئیس جمهور زده اید ، پاسخ دهید ! والا اینها همه از ح... شماست
همزمان با انتشار اخباری مبنی بر اهانت بی سابقه یوسف صانعی به رئیس جمهور توسط برخی رسانه ها، و تکذیب آیت الله صانعی افکار عمومی با این سوال مواجه شدند که آیا یک مرجع تقلید به راحتی می تواند دروغ بگوید.
به گزارش جهان پس از درز خبر توهین بی سابقه آیت الله یوسف صانعی به منتخب مردم، دفتر این مرجع تقلید در اقدامی شتابزده این خبر را تکذیب کرد که با انتشار فیلم سخنان وی معلوم شد وی قصد داشته است با دروغ این افترا ناشایست را کتمان کند.
بنابراین گزارش از پس از انتشار این خبر برخی مردم متدین طی چند ساعت گذشته در تماس های مکرر با دفتر مراجع، در مورد شرایط تغییر مرجع تقلید خود سوال می کنند.
گفتنی است صانعی در سخنانی در میان مردم رئیس جمهور رسمی کشور را حرام زاده نامیده است.
برای دریافت فایل اینجا کلیک کنید
دست التجا به دامان رییس مجمع تشخیص از سوی بازندگان عرصه انتخابات یادآور خاطره هایی
بود متعلق به سال هایی نه چندان دور؛ سال هایی که گواهی می دهند پناهگاه امروز تجديدنظرطلبان برای پیگیری تخلفات رخ داده در بازداشتگاه ها خود روزی از جانب کشتی نشینان دوم خرداد متهم به قتل و تحدید آزادی های دگراندیشان و روشنفکران بوده است! کسی که با الهام گیری از شخصیت مستبد کاردینال ریشلیو فرانسوی، عالیجناب سرخپوش لقب داده شده بود و می رفت تا در قامت یک قدرت طلب تمامیت خواه تصویر شود. این همه البته از برکات آزادی بیان دوره اصلاحات بود.
مسئله اما نه بازخوانی این تعارضات و ابهامات ناشی از آن که واکاوی علت رویکرد دوباره اصلاحات و بررسی چرایی بیتوته در بیت عالیجناب سرخپوش پیشین است. چه چیز تغییر کرد که کاردینال ریشلیو دیروز به حوری مهربان قصه پینوکیو بدل شد؟ در ورای نامه نگاری های امثال مهدی کروبی و التجایی که به دامان رییس مجمع تشخیص می رود، چیست و هاشمی در چنین شرایطی به کدام سو خواهد رفت؟ آیا دامن به دست کسانی چون شیخ بازنشسته اصلاحات خواهد سپرد یا نقشی ورای بازی های فرزندان معنویاش برخواهد گزید؟
هاشمی اگر چه از منظر سیاسی قرابت نزدیکی با مواضع اصلاحطلبان یافت و تا آنجا پیش رفت که کسی چون عطریانفر صراحتاً از اینکه "هاشمی رهبری جبهه اصلاحات را بر عهده گرفته است"، سخن بگوید، اما نوع تعامل و مواجهه اصلاحات با او تصویر واضح و دل چسبی ارائه نمی کند. این واقعیت را می توان از فردای خطبه های نمازجمعه رهبری هم دریافت؛ آن روز که انتظار می رفت اصلاحطلبان از سخنان رهبری مبنی بر سابقه انقلابی آقای هاشمی تیتر اول خود را انتخاب کنند؛ اما در کمال تعجب هرگز چنین نکردند و فرصت اسطوره ساختن از هاشمی را خیلی ارزان به منتقدان فروختند. در واقع اصلاحطلبان هیچ گاه به معنای واقعی کلمه در قامت "دفاع" از هاشمی نبوده و نیستند بلکه تنها در قامت مصادره او و بهره برداری از جایگاه او ظاهر شده اند.
اعتراف ابطحی حجتی است بر این ادعا. اعترافی نه در دادگاه و به قول دوستانش تحت فشار که در آزادی کامل و در مصاحبه با یک سایت خبری در سال 86: «آقای هاشمی هیچ وقت محور اصلاحات نبوده...آقای هاشمی یک شخصیت بسیار قدرتمند در ساختار قدرت کشور است و رفتار آقای احمدینژاد به گونه ای بوده که آقای هاشمی را درمقابل خودش قرار داده. خوب طبیعتاً اینجا فرصت بسیار خوبی برای اصلاحطلبان فراهم شده که از این موقعیت و پتانسیل آقای هاشمی استفاده کنند... در سیاست هیچ چیزی آرمانی نیست... من به یک سری اصول پایبندم اما برای پیشبرد این اصول از امکانات و شیوه های مختلف استفاده می کنم.... برای ما مهم این است که به اصولمان برسیم ولی از راه های مختلف می توانیم به این اصول برسیم؛ یک روز با کمک آقای هاشمی و یک روز هم بدون کمک آقای هاشمی. یک روز با کمک افراطیون، یک روز هم بدون کمک افراطیون... »(1)
به این ترتیب است که می توان به وضوح دریافت مواضع پارادوکسیکال اصلاحطلبان در ظاهر این چنین تناقض نماست و نه در معنا. اصلاحات شأن ویژه ای برای هاشمی نمی شناسد. همان اصلاحاتی که روزی از خاتمی عبور کرد و روز دیگر دست به دامان او شد، امروز هم دست به دامان هاشمی است تا در مسیر تندروی های خود از اختلاف دیدگاه های هاشمی با رییس جمهور بهره بگیرد و از گلایه هایش کوهی بسازد تا رییس مجمع مجاب به همراهی با بازنشستگان سیاسی شود؛ البته نه لزوما در حد جانبداری بلکه در قالب بی طرفی و با همان لحن زیرکانه همیشگی هم برای کشتی به گل نشسته اصلاحات کفایت می کند.
هاشمیِ امروز همان هاشمی است که روزی روزنامه های اصلاحات با اشاره به عملکرد او و دولتش می نوشتند: «تا کنون بسیار اعلام شده است که به جز قتل های پاییز سال 1377، حدود 80 قتل دیگر طی دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی روی داده است. به عبارت دیگر به طور متوسط هر 40 روز، یک قتل مشکوک روی داده است که اسامی برخی از این افراد کم و بیش به گوش ایشان نیز رسیده است.»(2)
هاشمیِ امروز همان هاشمی است که نماد تحقیر روشنفکران، مطبوعات و دانشجویان خوانده می شد.(3) و بايد به صراحت از مردم عذرخواهی می کرد: «آقای هاشمی باید به صراحت و به طور علنی از کلیه شهروندان به دلیل قتل های زنجیره ای محفل نشینان در دوران ریاست جمهوری اش عذرخواهی کند.»(4) بعید به نظر می رسد اصلاحات در قبال اتهاماتی که در خصوص هاشمی روز و شب در جراید خود منتشر می کرد، پاسخ روشنی دریافت کرده باشد یا نادرستی آن اتهامات را دریافته باشد. پاسخ این دوگانگی در رویکردهای ظاهری را می توان در همان منفعت طلبی و رویکرد ماکیاولیستی اصلاحات جستجو کرد.
اما هاشمی که همچنان مسئولیت هایی را در چارچوب نظام برعهده دارد، در مواجهه با خواسته بازندگان انتخابات چه خواهد کرد؟ مواجهه با خواسته هایی که با ادبیات زننده امثال کروبی همراه می شود و دست آویز رسانه های برون مرزی هم قرار می گیرد و رسوایی آن تا بدانجاست که سایت خبری وابسته به او هم خبر مربوطه را از آرشیو خود به کلی حذف می کند، از منظر هاشمی چگونه باید باشد؟
هاشمی خاطره خروج از حاکمیت برخی چهره های برجسته را هنوز در ذهن دارد. داستان برکناری شریعتمداری از مرجعیت را خوب می داند و از نامه تند امام خطاب به منتظری هم با خبر است. او جایگاه فعلی خود بین روحانیت را هم خوب می شناسد. در این فضاست که باید واکنش های احتمالی هاشمی را پیش بینی و تحلیل کرد.
بازخوانی قضاوت اصلاحطلبان در خصوص رویکرد هاشمی در بزنگاه ها می تواند راهگشا باشد: «هاشمی رفسنجانی در عمل نشان داده است که حاضر نیست زمان گرفتاری کسانی که به او خدمت کرده اند، کوچکترین قدمی بردارد. نمونه آن می توان از کرباسچی، عبدالله نوری و حتی فائزه هاشمی نام برد. هاشمی رفسنجانی حتی از دختر خود دفاع نکرد. ایشان یا نمی خواهد یا نمی تواند. اگر نمی خواهد که فرد قابل اعتمادی نیست، اگر هم بخواهد و نتواند کمک کند که در این صورت بسیار ناتوان است.»(5)
چندی بعد از نمازجمعه 29 خرداد به امامت رهبر انقلاب که بسیاری موضوع را تمام شده تلقی می کردند و شرایط کشور هم رو به آرامی می رفت، هاشمی تریبون نمازجمعه را در دست گرفت تا نه به صراحت از تخلف و تقلب بگوید که خود را طالقانی دوم معرفی کند و در قامت یک دلسوز بی طرف و از منظر فرد یک خیرخواه که "درون نظام" قرار دارد، ضمن دعوت به وحدت و کنار گذاشتن اختلافات، از برخی ابهام ها سخن به میان آورد.
سخنانی که دست به عصا در تریبون نماز جمعه فرصت طرح پیدا می کرد اما با وجود همه ملاحظاتی که هاشمی داشت، واکنش غیرمستقیم رهبر انقلاب را موجب شد. سخنان صریح ایشان در باب مسجد ضرار و سوء استفاده از ادبیات روزهای آغاز انقلاب مطابقت هایی با نماز جمعه آن روز داشت و این همه خط قرمز های هاشمی را پررنگ تر می کرد. اعترافات برخی اصلاحطلبان و ناگفته های احتمالی آنان موضوع دیگری است که ملاحظات هاشمی را افزایش خواهد داد. هاشمی در شرایط حساس جایگاه و آبروی خود را مثل شریعتمداری یا منتظری با تندورها پیوند نمی زند و همین مسئله است که بر تصمیمات او در گذشته سایه افکنده و در آینده هم خواهد افکند.
عدم حضور هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه این هفته تهران معنای خاصی دارد و تفسیرهای زیادی را می تواند در پی داشته باشد. این تصمیم چه از سوی او باشد و چه از سوی نظام بر یک مسئله تاکید دارد و آن اینکه هاشمی از این پس در نقش طالقانی دوم هم نمی تواند ظاهر شود. سکوت هاشمی طبعا معنای خوبی را در ذهن داعیه داران جبهه اصلاحات تداعی نخواهد کرد.
این همه بیانگر دو واقعیت است. نخست آنکه اصلاحات دلبستگی واقعی به هاشمی ندارد و او را نردبان خود می خواهد و دیگر اینکه با سیر کنونی می توان آینده ای را به انتظار نشست که هاشمی مثل گذشته در شرایط حساس دوستانش را تنها بگذارد.
روز بعد از رای گیری یکی از بچه های شورای نگهبان ماجرائی را برایم تعریف کرد که خیلی تعجب کردم می گفت : صبح روز رای گیری یکی از ناظرین شورای نگهبان با هیات نظارت تماس می گیرد و در خصوص موضوعی کسب تکلیف می کند موضوع بدین قرار است :
یکی از نمایندگان ستاد موسوی برای نظارت در شعبه حاضر می شود و در هنگام صورت جلسه پلمپ صندوق از اعضا می خواهد کپی فرم شماره 22 را امضا کنند که ناظر مسئول از عادی نبودن موضوع نگران می شود و موضوع را به هیات نظارت شهرستان اطلاع می دهد که قرار می شود نیروی انتظامی از خروج آن خانم ممانعت کند تا بازرسین به شعبه بروند در همین زمان آن خانم اقدام به پاره کردن آن فرم می کند که نیروی انتظامی برگه های پاره شده را جمع آوری می کند بعد از حضور بازرسین و انتقال آن خانم به فرمانداری مشخص می شود یکی از مسئولین ستاد موسوی بنام م ج ک که سابقا در دوران دوم خرداد مسئولیت در سطح شهرستان داشته به تعدادی از دختران ستاد پول داده و از آنها خواسته صبح در زمان امضای صورتجلسه پلمپ صندوق این فرم را به امضای اعضای صندوق برسانند که متاسفانه بدلیل عدم توجه برخی از مسئولین صندوقها این افراد موفق به این عمل غیرقانونی می شوند .
فرم 22 همان فرمی است که پس از پایان رای گیری . نتیجه شمارش آرا در آن ثبت و به امضای همه اعضا می رسد .
حالا خودتان کلاهتان را قاضی کنید آقای ک به چه منظوری این کار را انجام داده غیر از اینکه قصد استفاده از این فرم ها برای اثبات اخبار کذب و مخدوش کردن انتخابات را داشته !!